اختلافِ جدی یا گسستِ رابطه میانِ افراد یا گروهها.
مثالهای طبیعی
A rift emerged between the coalition leaders.
میانِ رهبرانِ ائتلاف شکافِ عمیقی پدید آمد.
The sisters tried to heal their rift before Christmas.
دو خواهر کوشیدند پیش از کریسمس کدورتِ میانشان را برطرف کنند.
Several rifts widened after the failed merger.
پس از ادغامِ ناموفق، چندین اختلاف عمیقتر شد.
نکتهٔ کاربردی
برایِ جداییِ دو طرف معمولاً between و برایِ شکاف درونِ یک گروه within به کار میرود.
