سازه یا تأسیسات بزرگی مجهز به ماشینآلات برای حفاری در زمین، بهویژه استخراج نفت یا گاز.
مثالهای طبیعی
The oil rig sits twenty kilometres offshore.
دکل حفاری نفت در بیست کیلومتری ساحل قرار دارد.
She has worked on drilling rigs for years.
او سالهاست روی دکلهای حفاری کار کرده است.
A damaged rig was shut down after the storm.
پس از توفان، یک دکل آسیبدیده را از کار انداختند.
نکتهٔ کاربردی
ترکیبهای oil rig و drilling rig رایجاند؛ rig بهتنهایی معمولاً به بافت نیاز دارد.
