ویژگیِ درستکار بودن یا رفتار کردن بر پایهٔ اصول اخلاقی و عدالت.
مثالهای طبیعی
The lesson linked righteousness with honesty and compassion.
آن درس، درستکاری را با صداقت و دلسوزی مرتبط میدانست.
Righteousness requires more than following rules in public.
درستکاری چیزی فراتر از رعایت ظاهریِ قوانین در برابر دیگران میطلبد.
He spoke of righteousness but ignored the harm he caused.
او از درستکاری سخن میگفت، اما آسیبی را که به دیگران رسانده بود نادیده میگرفت.
نکتهٔ کاربردی
righteousness معمولاً غیرقابلشمارش است و میتواند در بحثهای دینی و فلسفی به درستکاری اخلاقی اشاره کند؛ آن را با برتریجویی اخلاقی یکی ندانید.
