معنی ۱neutral · 90%
برخوردار از حق یا ادعایی معتبر بر اساس قانون، انصاف یا حقی که از پیش وجود دارد.
مثالهای طبیعی
The museum returned the painting to its rightful owner.
موزه نقاشی را به صاحب برحقش بازگرداند.
The rightful heir challenged the will in court.
وارث قانونی وصیتنامه را در دادگاه به چالش کشید.
Supporters demanded their team’s rightful place in the final.
هواداران خواستار جایگاه شایستهٔ تیمشان در فینال شدند.
نکتهٔ کاربردی
Rightful بر مشروعیت حق تأکید میکند، نه صرفاً در اختیار داشتن؛ صاحب فعلی ممکن است صاحب برحق نباشد.
