معنی ۱neutral · 86%
لبهٔ بیرونیِ دورِ دهانه یا یک جسم دایرهای.
مثالهای طبیعی
Coffee dripped over the rim of the cup.
قهوه از لبهٔ فنجان چکه کرد.
The ball bounced off the rim.
توپ به حلقهٔ سبد خورد و برگشت.
They stopped near the rim of the crater.
آنها نزدیک لبهٔ دهانهٔ آتشفشان توقف کردند.
نکتهٔ کاربردی
rim معمولاً مرز بیرونی را توصیف میکند، نه بخش مرکزی شیء.
ترکیبهای رایج
— لبهٔ بالایی لیوان
