معنی ۱neutral · 85%
لایهٔ نازک و سفیدی از بلورهای یخ که در هوای سرد روی سطح اشیا تشکیل میشود.
مثالهای طبیعی
White rime covered the branches above the frozen path.
برفک سفید شاخههای بالای مسیر یخزده را پوشانده بود.
A fine rime formed on the wire fence.
لایهٔ نازکی از برفک روی حصار سیمی تشکیل شد.
The morning sun caught the rime on every blade.
آفتاب صبحگاهی به برفکِ نشسته روی تکتک تیغههای علف میتابید.
نکتهٔ کاربردی
rime نام برفک یا پوششی از بلورهای یخ است؛ با rhyme که به همآوایی پایان واژهها مربوط است اشتباه نشود.
