یک دستهٔ کوچک موی فر با شکل حلقهای.
مثالهای طبیعی
A dark ringlet fell across her forehead.
حلقهای از موی تیره روی پیشانیاش افتاده بود.
The child had several golden ringlets.
موهای کودک چندین حلقهٔ فر طلایی داشت.
She tucked a loose ringlet behind one ear.
او یک حلقهٔ موی رها را پشت گوشش زد.
نکتهٔ کاربردی
ringlet معمولاً یک حلقهٔ کوچک و مارپیچی مو است.
