معنی ۱neutral · 90%
آشوب عمومی خشونتآمیز که در آن گروهی از مردم بهشکل بینظم رفتار میکنند
مثالهای طبیعی
A riot broke out near the stadium overnight.
شبانه نزدیک ورزشگاه آشوبی رخ داد.
The riot caused extensive damage to nearby shops.
آشوب خسارت گستردهای به مغازههای اطراف وارد کرد.
Several officers were injured during the riot.
چند مأمور در جریان آشوب زخمی شدند.
نکتهٔ کاربردی
`riot` مستلزم خشونت یا بینظمی جدی است؛ اعتراض مسالمتآمیز یا جمعیت بزرگ بهخودیخود riot نیست.
