همراه با بینظمی و ناآرامیِ خشونتآمیز، بهویژه در میان جمعیت.
مثالهای طبیعی
The station closed after riotous behaviour broke out nearby.
پس از بروز رفتارهای آشوبگرانه در نزدیکی ایستگاه، آنجا بسته شد.
Witnesses described the gathering as riotous and dangerous.
شاهدان گردهمایی را آشوبزده و خطرناک توصیف کردند.
Riotous scenes continued late into the night.
صحنههای آشوب و بینظمی تا پاسی از شب ادامه داشت.
نکتهٔ کاربردی
riotous در این معنا به آشوب و بینظمیِ جدی اشاره دارد؛ هر جمعیت پرصدایی لزوماً riotous نیست.
