معنی ۱neutral · 90%
چیزی را ناگهانی یا با زور پاره کردن، یا به این شکل پاره شدن
مثالهای طبیعی
The fabric ripped along the seam.
پارچه از امتداد درز پاره شد.
He ripped the label from the box.
او برچسب را از جعبه کند.
A sharp edge ripped my sleeve.
لبهٔ تیز آستینم را پاره کرد.
نکتهٔ کاربردی
`rip` پارگی ناگهانی یا شدید را میرساند؛ `tear` گستردهتر و خنثیتر است.
ترکیبهای رایج
— چیزی را سریع یا با زور باز کردن
