واقع در کنار رود یا نهر، یا مرتبط با ساحل و کنارههای آن.
مثالهای طبیعی
The council protected riparian habitats along the valley river.
شورای شهر از زیستگاههای حاشیهٔ رودخانه در امتداد رودِ دره حفاظت کرد.
Farmers disputed the boundaries of their riparian rights.
کشاورزان دربارهٔ مرزهای حقوق مربوط به زمینهای کنار رودخانه اختلاف داشتند.
The class identified riparian trees along the stream.
دانشآموزان درختان حاشیهٔ رودخانه را در امتداد نهر شناسایی کردند.
نکتهٔ کاربردی
در نوشتههای محیطزیستی و کاربری زمین رایج است؛ معمولاً پیش از اسم میآید و درجهبندی نمیشود.
