معنی ۱neutral · 90%
کاری را انجام دادن با وجود احتمال ضرر، آسیب یا نتیجهای بد
مثالهای طبیعی
We shouldn't risk driving in this weather.
نباید در این هوا خطر رانندگی کردن را بپذیریم.
He risked all his savings on the project.
او تمام پساندازش را برای این پروژه به خطر انداخت.
Don't risk your health for the job.
سلامتیات را بهخاطر کار به خطر نینداز.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی از `risk + -ing` استفاده میشود، نه `risk to + verb`.
ترکیبهای رایج
— انجام کاری با وجود احتمال پیامد منفی

