دارای احتمال قابلتوجهِ خطر، زیان یا شکست
مثالهای طبیعی
Putting all your savings there would be risky.
گذاشتن همهٔ پساندازت در آنجا پرخطر خواهد بود.
They chose a risky route through the mountains.
آنها مسیر پرخطری را از میان کوهها انتخاب کردند.
Expanding now seems riskier than waiting six months.
گسترش کسبوکار در حال حاضر پرخطرتر از شش ماه صبرکردن به نظر میرسد.
نکتهٔ کاربردی
`Risky` عمل، انتخاب یا موقعیتی را توصیف میکند که ممکن است نتیجهای زیانبار یا ناموفق داشته باشد.
