معنی ۱neutral · 90%
مراسم یا مجموعهای از کارهای تثبیتشده که اهمیت مذهبی، فرهنگی یا اجتماعی دارند.
مثالهای طبیعی
The ceremony marked a rite of passage into adulthood.
این مراسم، آیین گذر از نوجوانی به بزرگسالی را نشان میداد.
The elders performed the rite at sunrise.
بزرگان آن آیین را هنگام طلوع خورشید به جا آوردند.
Several rites in the display honour seasonal changes.
چند آیینِ معرفیشده در نمایشگاه به تغییر فصلها ادای احترام میکنند.
نکتهٔ کاربردی
rite معمولاً به مراسمی با اهمیت نمادین یا اجتماعی اشاره دارد؛ با routine به معنی روال روزمره یکسان نیست.
