در رقابت با همان شخص یا گروه برای موفقیت یا برتری
مثالهای طبیعی
Rival companies launched similar products within weeks.
شرکتهای رقیب ظرف چند هفته محصولات مشابهی عرضه کردند.
The rival team scored just before halftime.
تیم رقیب درست پیش از پایان نیمهٔ اول گل زد.
Rival groups disagreed over the proposed reforms.
گروههای رقیب دربارهٔ اصلاحات پیشنهادی اختلاف نظر داشتند.
نکتهٔ کاربردی
صفت `rival` معمولاً مستقیماً پیش از اسم میآید؛ برای شخص یا سازمان رقیب از اسم `rival` استفاده کنید.
