جریان طبیعی آب بسیار باریک و کوچکی که پیوسته روان است.
مثالهای طبیعی
A clear rivulet crossed the trail between two rocks.
جویباری زلال از میان دو سنگ گذشت و از مسیر پیادهروی عبور کرد.
Several rivulets feed the larger stream after heavy rain.
پس از باران شدید، چندین جویبار کوچک به نهر بزرگتر میریزند.
The cottage stood beside a quiet rivulet.
کلبه کنار جویباری آرام قرار داشت.
نکتهٔ کاربردی
در توصیف ادبی طبیعت به کار میرود.
