معنی ۱neutral · 85%
بخشی از جاده که وسایل نقلیه در آن حرکت میکنند، نه پیادهرو
مثالهای طبیعی
A fallen tree blocked the roadway.
درختی که افتاده بود راه عبور خودروها را مسدود کرد.
Keep bicycles off the roadway during the parade.
در طول رژه، دوچرخهها را از سوارهرو دور نگه دارید.
Workers are repairing the damaged roadway.
کارگران مشغول تعمیر سطح آسیبدیدهٔ سوارهرو هستند.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی بریتانیایی برای بخش مخصوص حرکت وسایل نقلیه، اغلب carriageway به کار میرود.
