معنی ۱neutral · 85%
صدایی بلند، پیوسته و بم.
مثالهای طبیعی
The roaring of the waterfall drowned our voices.
غرش آبشار صدای ما را میپوشاند.
We heard roaring from the lion enclosure.
از محوطهٔ شیرها صدای غرش میشنیدیم.
Did the roaring keep you awake?
آیا آن صدای غرش نگذاشت بخوابی؟
نکتهٔ کاربردی
roaring در اینجا اسم صداست، اما میتواند صفت هم باشد.
