معنی ۱neutral · 90%
جرمِ دزدیدن از یک شخص یا مکان، اغلب با استفاده از زور یا تهدید
مثالهای طبیعی
Police arrested three people after the robbery.
پلیس پس از سرقت سه نفر را بازداشت کرد.
Robberies in the area fell last year.
سرقتها در آن منطقه سال گذشته کاهش یافت.
Better lighting can reduce robbery near cash machines.
روشنایی بهتر میتواند سرقت در نزدیکی دستگاههای خودپرداز را کاهش دهد.
نکتهٔ کاربردی
`Robbery` بر دزدیدن از یک شخص یا مکان تمرکز دارد؛ `theft` گستردهتر است و لزوماً شامل زور یا رویارویی نیست.

