معنی ۱neutral · 89%
میلهای بلند، باریک، معمولاً مستقیم و سخت از موادی مانند فلز یا چوب
مثالهای طبیعی
A steel rod supports the frame.
یک میلهٔ فولادی قاب را نگه میدارد.
He pushed the rod through the narrow opening.
او میله را از دهانهٔ باریک عبور داد.
The technician replaced a bent rod in the mechanism.
تکنسین یک میلهٔ خمشده را در سازوکار تعویض کرد.
نکتهٔ کاربردی
`rod` معمولاً به شیئی بلند، باریک و سخت اشاره دارد؛ `bar` گستردهتر است و ممکن است ضخیمتر یا با شکل دیگری باشد.
