کسی که نادرستکارانه رفتار میکند، سرِ دیگران کلاه میگذارد یا عمداً قواعدِ پذیرفتهشده را زیر پا میگذارد.
مثالهای طبیعی
The rogue sold counterfeit tickets outside the station.
آن مردِ شیاد بیرونِ ایستگاه بلیتهای تقلبی میفروخت.
Investigators traced the rogues behind the investment scam.
بازرسان شیادانی را که پشتِ کلاهبرداریِ سرمایهگذاری بودند، شناسایی کردند.
A calculating rogue deceives the entire village.
شیادی حسابگر تمامِ روستا را فریب میدهد.
نکتهٔ کاربردی
Rogue در نقشِ اسم به شخص اشاره دارد؛ کاربردهایِ وصفیِ rogue trader و rogue state خارج از این مدخلاند.
