معنی ۱neutral · 90%
مقداری از یک ماده که به شکل استوانهای پیچیده یا جمع شده است
مثالهای طبیعی
We need another roll of kitchen paper.
به یک رول دیگر دستمال کاغذی آشپزخانه نیاز داریم.
She bought two rolls of tape.
او دو رول چسب خرید.
One roll of wallpaper was enough.
یک رول کاغذدیواری کافی بود.
نکتهٔ کاربردی
از `a roll of + material/product` استفاده میشود.
ترکیبهای رایج
— کاغذی که به دور لوله یا خودش پیچیده شده است

