ابزاری با بخش گردان برای فشردن، صافکردن یا پخشکردن مواد
مثالهای طبیعی
Use a roller to paint the ceiling.
برای رنگکردن سقف از غلتک استفاده کن.
A heavy roller flattened the new road surface.
غلتک سنگینی سطح تازهٔ جاده را صاف کرد.
A foam roller helped loosen my sore legs.
فومرولر کمک کرد گرفتگی عضلات پاهایم کمتر شود.
نکتهٔ کاربردی
Roller به ابزار چرخان اشاره دارد؛ برای وسیلهٔ دستیِ بازکردن خمیر معمولاً rolling pin میگویند.
