فردی که به قوم روما تعلق دارد؛ قومی با جوامع گوناگون در کشورهای مختلف.
مثالهای طبیعی
A Romani described her family’s experience of migration.
یکی از افراد قوم روما از تجربهٔ مهاجرت خانوادهاش سخن گفت.
Several Romanies contributed memories to the exhibition.
چند نفر از مردم روما خاطرات خود را برای نمایشگاه در اختیار گذاشتند.
The Romani who organized the workshop welcomed new volunteers.
فردی از قوم روما که کارگاه را برگزار کرده بود، به داوطلبان تازه خوشامد گفت.
نکتهٔ کاربردی
Romani در این معنا هویت قومی را بیان میکند، نه تابعیت رومانی؛ افراد روما میتوانند شهروند هر کشوری باشند. Romanian به کشور رومانی مربوط است.
