با انرژی و بیخیالی بازی یا حرکت کردن.
مثالهای طبیعی
The puppies romped across the lawn.
تولهسگها روی چمن جستوخیز میکردند.
Children love to romp in the snow.
بچهها عاشق جستوخیز کردن در برفاند.
They romped together until lunchtime.
آنها تا وقت ناهار با هم بازیگوشانه جستوخیز کردند.
نکتهٔ کاربردی
romp بازی پرجنبوجوش را میرساند، نه صرفاً راه رفتن یا دویدن.
