معنی ۱neutral · 82%
کلیدی برای بازکردن اتاقی مشخص، بهویژه در هتل.
مثالهای طبیعی
Here is your room key.
این هم کلید اتاقتان.
I left my room key upstairs.
کلید اتاقم را طبقهٔ بالا جا گذاشتم.
Please return the room key before leaving.
لطفاً پیش از رفتن کلید اتاق را پس بدهید.
نکتهٔ کاربردی
در این ترکیب room، اسم key را توصیف میکند و مفرد میماند: two room keys؛ هتلها ممکن است بهجای کلید از کارت استفاده کنند.
درس کوتاه: room key
کلیدی برای بازکردن اتاقی مشخص، بهویژه در هتل. در این ترکیب room، اسم key را توصیف میکند و مفرد میماند: two room keys؛ هتلها ممکن است بهجای کلید از کارت استفاده کنند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «room key» مطابقت دارد؟
