معنی ۱neutral · 86%
کسی که با او اتاق یا خانهای مشترک دارید و معمولاً عضو خانوادهتان نیست.
مثالهای طبیعی
Mina is my roommate at college.
مینا هماتاقی من در دانشگاه است.
I live with two roommates.
من با دو هماتاقی زندگی میکنم.
Does your roommate like cooking?
آیا هماتاقیات آشپزی دوست دارد؟
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی آمریکایی roommate ممکن است با شما در یک آپارتمان زندگی کند، حتی اگر اتاقخوابها جدا باشند.
ترکیبهای رایج
— کسی که در اقامتگاه دانشجویی با شما زندگی میکند
