معنی ۱formal · 90%
سکویِ بلندی که کسی برایِ سخنرانی، رهبریِ موسیقی یا دریافتِ جایزه روی آن میایستد.
مثالهای طبیعی
The minister spoke from the rostrum without notes.
وزیر بدونِ یادداشت از رویِ سکو سخنرانی کرد.
Before rehearsal, she stepped onto a narrow rostrum.
او پیش از تمرین رویِ سکویِ باریکی رفت.
The champion waved from the winner’s rostrum.
قهرمان از رویِ سکویِ برندگان دست تکان داد.
نکتهٔ کاربردی
Rostrum سکویِ ایستادن است؛ lectern پایهٔ مطالعه و نگهداشتنِ نوشته است و ممکن است رویِ همان سکو قرار بگیرد.
