دارای رنگ صورتی یا سرخ ملایم و سالم، بهویژه در چهره
مثالهای طبیعی
Her cheeks were rosy after the walk.
گونههایش بعد از پیادهروی گلگون شده بود.
The rosy baby smiled at the camera.
آن نوزاد گلگون به دوربین لبخند زد.
His face looked rosier in the warm room.
صورتش در اتاق گرم گلگونتر به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
Rosy معمولاً صورتیِ ملایم و نشانهٔ سلامت را میرساند، نه رنگ قرمز تند.
