فرایند یا وضعیت تجزیه و پوسیدن، بهویژه در چوب و خوراکیها.
مثالهای طبیعی
Rot has weakened the beams beneath the floor.
پوسیدگی، تیرهای زیر کف ساختمان را ضعیف کرده است.
The apples showed signs of rot after heavy rain.
بعد از باران شدید، روی سیبها نشانههای پوسیدگی دیده میشد.
Proper ventilation helps prevent rot in wooden roofs.
تهویهٔ مناسب به جلوگیری از پوسیدگی سقفهای چوبی کمک میکند.
نکتهٔ کاربردی
برای بیان مقدار پوسیدگی، extensive rot درست است؛ rot معمولاً با many و به صورت جمع استفاده نمیشود.
