بخشی از موتور یا دستگاه که حول یک محور میچرخد.
مثالهای طبیعی
The technician replaced the damaged rotor.
تکنسین روتور آسیبدیده را تعویض کرد.
As the rotor turns, the generator produces electricity.
با چرخش روتور، ژنراتور برق تولید میکند.
An uneven rotor can make the entire machine shake.
روتور نامتعادل میتواند باعث لرزش کل دستگاه شود.
نکتهٔ کاربردی
روتور میچرخد، درحالیکه استاتور در بسیاری از ماشینهای برقی ثابت است.
