صاف نبودن و داشتن سطحی ناهموار یا نامنظم
مثالهای طبیعی
The wood feels rough.
سطح چوب زبر است.
We drove along a rough road.
در جادهای ناهموار رانندگی کردیم.
This side is rougher than the other.
این سمت از سمت دیگر زبرتر است.
نکتهٔ کاربردی
در این معنی فیزیکی، `rough` متضاد `smooth` است.

