کموبیش گرد، ولی نه کاملاً دایرهای.
مثالهای طبیعی
He selected a roundish stone from the path.
او سنگی تقریباً گرد از مسیر برداشت.
The cake looked slightly roundish after baking.
کیک پس از پخت کمی گرد و نامنظم به نظر میرسید.
Are these leaves roundish rather than oval?
آیا این برگها بهجای بیضی، تقریباً گرد هستند؟
نکتهٔ کاربردی
roundish از round کمدقتتر است؛ پسوند -ish تقریباً بودن را میرساند.
