معنی ۱neutral · 89%
چرخ کوچک دندانهدار یا نوکتیزی که در انتهای مهمیز سوارکاری قرار دارد.
مثالهای طبیعی
The rowel on his spur had five points.
چرخکِ مهمیز او پنج نوک داشت.
Several antique rowels were displayed beside the saddles.
چند چرخکِ مهمیز عتیقه را کنار زینها به نمایش گذاشته بودند.
A sharp rowel can injure a horse if misused.
اگر از چرخکِ تیز مهمیز نادرست استفاده شود، ممکن است به اسب آسیب برساند.
نکتهٔ کاربردی
اصطلاحی مخصوص تجهیزات سوارکاری است و جمع انگلیسی آن rowels است.
