مادهای محکم و انعطافپذیر که برای ساخت چیزهایی مانند تایر و دستکش استفاده میشود.
مثالهای طبیعی
These shoes have soles made of rubber.
کف این کفشها از لاستیک ساخته شده است.
Rubber gloves keep my hands dry.
دستکشهای لاستیکی دستهایم را خشک نگه میدارند.
The rubber on this tire has cracked.
لاستیک این تایر ترک خورده است.
نکتهٔ کاربردی
Rubber بهمعنای ماده، غیرقابلشمارش است؛ some rubber یا made of rubber بگویید، نه a rubber.
