معنی ۱neutral · 95%
چیزهایی که چون دیگر آنها را نمیخواهی یا لازم نداری دور میاندازی
مثالهای طبیعی
Please put the rubbish in the bin.
لطفاً زباله را داخل سطل بینداز.
Someone left rubbish beside the path.
کسی کنار مسیر زباله رها کرده بود.
We collected a lot of rubbish after the event.
بعد از رویداد زبالهٔ زیادی جمع کردیم.
نکتهٔ کاربردی
rubbish غیرقابلشمارش است. در انگلیسی آمریکایی اغلب trash یا garbage استفاده میشود.
ترکیبهای رایج
— سطل یا ظرفی برای چیزهایی که دور انداخته میشوند

