معنی ۱neutral · 90%
ورزشی تیمی با توپ بیضیشکل که در آن توپ حمل، شوت و پاس داده میشود
مثالهای طبیعی
He plays rugby every weekend.
او هر آخر هفته راگبی بازی میکند.
She joined the school rugby team.
او به تیم راگبی مدرسه پیوست.
We watched rugby on television.
ما راگبی را از تلویزیون تماشا کردیم.
نکتهٔ کاربردی
`Rugby` در نقش نام ورزش معمولاً غیرقابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— راگبی بازی کردن

