وضعیتِ آسیب شدید، ویرانی یا فروپاشی مالی
مثالهای طبیعی
One bad investment brought the company close to ruin.
یک سرمایهگذاری بد شرکت را تا مرز ورشکستگی برد.
Years of neglect left the mansion in ruin.
سالها بیتوجهی عمارت را به ویرانی کشاند.
Heavy debts can lead families toward financial ruin.
بدهیهای سنگین میتواند خانوادهها را به سوی ورشکستگی مالی ببرد.
نکتهٔ کاربردی
این معنی معمولاً غیرقابلشمارش است و یک وضعیت را توصیف میکند، نه یک شیء آسیبدیدهٔ منفرد را.

