معنی ۱formal · 90%
تصمیم رسمی صادرشده از سوی دادگاه، قاضی یا نهاد صاحب اختیار
مثالهای طبیعی
The court issued a ruling on the dispute.
دادگاه دربارهٔ اختلاف رأی صادر کرد.
The company appealed the ruling immediately.
شرکت بلافاصله به حکم اعتراض کرد.
The ruling clarified how the regulation should apply.
رأی روشن کرد مقررات چگونه باید اعمال شود.
نکتهٔ کاربردی
`ruling` بر تصمیم یک مرجع دارای اختیار تأکید دارد؛ `judgment` بهویژه برای تصمیمهای رسمی دادگاه رایج است و معنیهای گستردهتری نیز دارد.
