دربارهٔ موضوعی با دقت و بهطور مکرر فکر کردن.
مثالهای طبیعی
She ruminated on the offer all weekend.
او تمام آخر هفته دربارهٔ آن پیشنهاد عمیقاً فکر کرد.
Try not to ruminate over one awkward moment.
سعی کن مدام به آن لحظهٔ معذبکننده فکر نکنی.
He kept ruminating about his final answer.
او همچنان دربارهٔ پاسخ نهاییاش فکر میکرد.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً اندیشیدن تکرارشونده را میرساند؛ گاهی این فکرکردن بیش از حد مفید است.
