معنی ۱neutral · 90%
با استفاده از پاها و با سرعتی بیشتر از راهرفتن حرکت کردن.
مثالهای طبیعی
I run every morning before work.
من هر روز صبح قبل از کار میدوم.
She ran to the bus stop.
او تا ایستگاه اتوبوس دوید.
He can run very fast.
او میتواند خیلی سریع بدود.
نکتهٔ کاربردی
از run برای حرکت با پا، ورزش و مسابقههای دو استفاده میشود. شکل گذشتهٔ آن ran است، اما اسم مفعول آن run است.
ترکیبهای رایج
— سریع دویدن

