معنی ۱neutral · 95%
مدت یا مسیری که شخص برای ورزش یا فعالیت بدنی میدود
مثالهای طبیعی
I went for a run before breakfast.
قبل از صبحانه برای دویدن رفتم.
We finished a five-kilometre run in the park.
ما یک دوی پنجکیلومتری را در پارک تمام کردیم.
Short runs help me stay fit.
دویدنهای کوتاه به من کمک میکنند سرحال بمانم.
نکتهٔ کاربردی
وقتی دربارهٔ یک نوبت مشخص دویدن برای ورزش صحبت میکنی از go for a run استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— برای ورزش یا فعالیت بدنی به دویدن رفتن

