معنی ۱neutral · 85%
کسی، بهویژه کودک یا نوجوان، که بدون اجازه خانه را ترک کرده است
مثالهای طبیعی
Police are searching for a teenage runaway.
پلیس در جستوجوی نوجوانی است که از خانه فرار کرده است.
The shelter offers meals to runaways.
این پناهگاه به افراد فراری از خانه غذا میدهد.
She was a runaway at sixteen.
او در شانزدهسالگی از خانه فرار کرده بود.
نکتهٔ کاربردی
A runaway در این کاربرد اسم و به معنای یک شخص است؛ در runaway train همین واژه نقش صفت دارد.
