معنی ۱neutral · 95%
شخصی که برای ورزش، تمرین یا مسابقه میدود
مثالهای طبیعی
The fastest runner finished in twenty minutes.
سریعترین دونده در بیست دقیقه به خط پایان رسید.
She became a regular runner last year.
او سال گذشته شروع کرد بهطور منظم بدود.
Hundreds of runners entered the city race.
صدها دونده در مسابقهٔ شهری شرکت کردند.
نکتهٔ کاربردی
runner شخص است و running فعالیت است.
ترکیبهای رایج
— دوندهای که در مسابقههای مسافت طولانی شرکت میکند

