معنی ۱neutral · 95%
فعالیت یا ورزش حرکت سریع با پا
مثالهای طبیعی
Running helps me stay fit and healthy.
دویدن به من کمک میکند سالم و سرحال بمانم.
We go running together on Sunday mornings.
یکشنبه صبحها با هم برای دویدن میرویم.
I need new running shoes for training.
برای تمرین به کفش دویدن جدید نیاز دارم.
نکتهٔ کاربردی
running بهعنوان فعالیت غیرقابلشمارش است. برای یک نوبت مشخص دویدن از a run استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— برای ورزش یا تمرین به دویدن رفتن

