موقعیتی که افراد به دلیل کمبود وقت عجله میکنند.
مثالهای طبیعی
I left my lunch behind in the rush.
در آن عجله، ناهارم را جا گذاشتم.
The morning rush begins around eight.
شلوغی و عجلهٔ صبحگاهی حدود ساعت هشت شروع میشود.
There is no rush to send the report.
برای فرستادن گزارش عجلهای نیست.
نکتهٔ کاربردی
بگویید in a rush یا in a hurry، نه in rush. عبارت no rush بهصورت محاورهای یعنی فرصت دارید و لازم نیست عجله کنید.
