زبان یا فرهنگ یک جامعه، نهاد یا رویه را به زبان و فرهنگ روسی نزدیکتر کردن.
مثالهای طبیعی
Officials sought to Russianize schools through compulsory language classes.
مقامها میکوشیدند با کلاسهای اجباری زبان، مدارس را روسیسازی کنند.
The administration Russianized local place names over several decades.
دستگاه اداری در طول چند دهه نامهای جغرافیایی محلی را روسیسازی کرد.
Some families resisted efforts to Russianize their traditions.
بعضی خانوادهها در برابر تلاشها برای روسیسازی سنتهایشان مقاومت کردند.
نکتهٔ کاربردی
با حرف بزرگ نوشته میشود؛ در انگلیسی بریتانیایی Russianise نیز دیده میشود. کاربرد تاریخی یا سیاسی آن لزوماً نشانهٔ تأیید این فرایند نیست.
