پستاندار وحشی کوچکی از خویشاوندان سمور که خز انبوه و ارزشمندی دارد.
مثالهای طبیعی
A sable crossed the snowy trail.
سمور سیاهی از مسیر برفی گذشت.
Researchers monitored several sables during winter.
پژوهشگران در زمستان چند سمور سیاه را زیر نظر داشتند.
The sanctuary cared for an injured sable.
پناهگاه از سمور سیاهِ زخمی مراقبت میکرد.
نکتهٔ کاربردی
در معنای جانور شمارشپذیر است؛ با راسوهای اهلی معمولی یکی نیست.
