معنی ۱formal · 86%
مربوط به کشیشان یا کاهنان، وظایف آنان یا اقتدار دینیشان.
مثالهای طبیعی
A sacerdotal robe hangs beside the old altar.
ردایی مخصوص روحانیان کنار محراب قدیمی آویخته است.
The debate focused on sacerdotal authority within the church.
بحث بر سر اقتدار روحانیان در درون کلیسا بود.
These sacerdotal objects were used during public worship.
از این اشیای آیینیِ مخصوص روحانیان در مراسم نیایش عمومی استفاده میشد.
نکتهٔ کاربردی
اصطلاحی رسمی است که بیشتر در بحثهای دینی و تاریخ ادیان به کار میرود.
