حمایتِ رسمیِ تضمینشده برایِ جلوگیری از حمله یا بازداشتِ شخص هنگامِ عبور از منطقهای خطرناک.
مثالهای طبیعی
The mediators secured safe-conduct for civilians leaving the city.
میانجیها برایِ غیرنظامیانی که شهر را ترک میکردند، تضمینِ عبورِ امن گرفتند.
Aid workers requested safe-conduct through the contested district.
امدادگران برای عبور از منطقهٔ موردِ مناقشه درخواستِ تضمینِ امنیت کردند.
The authorities granted safe-conduct to the departing delegation.
مقامها برایِ هیئتی که عازمِ خروج بود، مصونیتِ عبورِ امن صادر کردند.
نکتهٔ کاربردی
به تضمینِ رسمی اشاره دارد، نه اینکه شخصی صرفاً بااحتیاط سفر کند.
